در هراسیم

     موسیقی عجیبی ست مرگ!
     بلند می شوی
     و چنان آرام و نرم می رقصی
     که دیگر هیچکس تو را نمی بیند...

                                   گروس عبدالملکیان

     پانوشت:
 
     این شناخت یا آگاهی که شخصی که هم اکنون با او صحبت می‌کنی،

     ممکن است همین فردا کشته شود،
     آدمی که بسیار دوستش می‌داری،
     باعث می‌شود که همیشه از دوست شدن با آدم‌ها هراس داشته باشی.
     آدم در این شرایط، در درون خودش نوعی دیوار درست می‌کند
     تا پشت آن، هرآنچه را شکننده است پنهان کند:
     عمیق‌ترین احساساتش، عمیق‌ترین روابطش با دیگران،...
     خصوصا با آن کسانی که بیش از همه به آدم نزدیکند.
     این تنها راه برای تحمل کردن جدایی‌های مکرر، ناگزیر و از پا درآورنده است.

                                  روح پراگ / ایوان کلیما

/ 0 نظر / 14 بازدید